نامهای به خودم: افت قیمت را بخر — بخش دوم
Zaaylyfts

مشخصات معامله
قیمت در زمان انتشار:
۷۹,۳۸۸
توضیحات
ما هنوز در مراحل ابتدایی هستیم.
نه از این جهت که بیتکوین در سال ۲۰۱۲ در مراحل ابتدایی بود.
بلکه از این جهت که در زمان واقعی شاهد شکلگیری یک زیرساخت مالی کاملاً جدید هستیم.
این مرحله اول یک نظام مالی فناورانه جهانی است.
به نسل والدینمان فکر کنید.
اگر آنها میتوانستند حتی بخشی از پول نقد خود را در فناوریهایی سرمایهگذاری کنند که ۱۰ تا ۲۰ سال بعد جهان را تغییر دادند، بازده بلندمدت این سرمایهگذاری میتوانست چشمگیر باشد.
اما این کار را نکردند.
و این کاملاً قابل درک است.
آنها نمیدانستند.
نمیتوانستند ببینند اینترنت به چه چیزی تبدیل خواهد شد.
آنها نمیتوانستند بهطور کامل درک کنند که شبکههای اجتماعی، تلفنهای هوشمند، رایانش ابری، هوش مصنوعی یا پرداختهای دیجیتال در نهایت چه جایگاهی پیدا خواهند کرد.
ما چیزی داریم که آنها نداشتند:
نگاه به گذشته + اطلاعات + دسترسی.
اکنون این امتیاز را داریم که در فناوریهایی مشارکت کنیم که پیشتر برای مردم عادی دور از دسترس بودند، زیرا حتی نمیتوانستیم تصور کنیم آینده چه شکلی خواهد داشت.
و رمزارز بخشی از این گذار است.
پس اکنون چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
به همین دلیل است که به قانون کلریتی توجه میکنم؛ قانونی که فردا درباره آن رأیگیری میشود. (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶)
به سادهترین بیان:
ایالات متحده تلاش میکند برای داراییهای دیجیتال یک چارچوب مقرراتی ایجاد کند.
سالهاست صنعت رمزارز با ابهام قابلتوجهی درباره پرسشهایی مانند موارد زیر فعالیت کرده است:
آیا این یک اوراق بهادار است؟
آیا این یک کالا است؟
چه نهادی بر آن نظارت میکند؟
صرافیها از چه قوانینی پیروی میکنند؟
مؤسسات مالی عملاً مجاز به انجام چه کارهایی هستند؟
قانون کلریتی تلاش میکند مرزهای روشنتری میان کمیسیون بورس و اوراق بهادار و کمیسیون معاملات آتی کالا ایجاد کند و چارچوبی مقرراتی برای داراییهای دیجیتال به وجود آورد.
این موضوع مهم است.
نه به این دلیل که یک قانون بهتنهایی و بهطور جادویی باعث افزایش قیمت بیتکوین میشود.
بلکه به این دلیل که شفافیت، اطمینان ایجاد میکند.
و اطمینان، مشارکت به همراه میآورد.
و مشارکت، نقدینگی ایجاد میکند.
این همان تصویر بزرگتری است که زیر نظر دارم.
منحنی پذیرش
اینجاست که نظریه منحنی پذیرش نیز مطرح میشود.
ما شاهد حرکت رمزارز از چیزی هستیم که بیشتر مردم نمیتوانستند توضیحش دهند...
به چیزی که بیشتر مردم حتی از وجودش آگاه نیستند...
به چیزی که مردم در حال آزمایش آن هستند...
و در نهایت به چیزی که بهطور فزایندهای در زیرساخت مالی ادغام میشود.
پژوهشهای کنونی از این دیدگاه حمایت میکنند که پذیرش رمزارز صرفاً به سفتهبازی مربوط نیست؛ پذیرش تحت تأثیر سودمندی ادراکشده، مشوقهای مالی، ریسک، دسترسی و اثرات شبکهای قرار دارد.
و شاهد گسترش این مشارکت هستیم.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشی پیو، تا سال ۲۰۲۶ حدود یک نفر از هر پنج بزرگسال آمریکایی، معادل ۱۹ درصد، اعلام کردهاند که در رمزارز سرمایهگذاری کرده یا از آن استفاده کردهاند.
این بدان معنا نیست که پذیرش گسترده حتماً رخ خواهد داد.
بلکه یعنی دیگر درباره فناوریای صحبت نمیکنیم که تنها توسط گروه کوچکی از افراد در اینترنت استفاده میشود.
این فناوری همین حالا وجود دارد.
پرسش این است که این شبکه تا چه اندازه بزرگ خواهد شد.
و سپس دولت وارد میشود
صرفنظر از احساسات بازار، این همان سناریویی است که زیر نظر دارم:
زیرساخت در حال ساختهشدن است.
ایالات متحده در مارس ۲۰۲۵ یک ذخیره راهبردی بیتکوین و یک ذخیره داراییهای دیجیتال ایالات متحده ایجاد کرد. این فرمان اجرایی دولت را موظف کرد BTCهای توقیفشده را در ذخیره نگهداری کند و چارچوبی برای مدیریت سایر داراییهای دیجیتال تحت مالکیت دولت ایجاد کرد.
این به معنای آن نیست که دولت در حال خرید تمام آلتکوینهاست.
به این معنا نیست که همه رمزارزها موفق خواهند شد.
به این معنا نیست که قیمتها فقط افزایش پیدا میکنند.
بلکه یعنی داراییهای دیجیتال در بالاترین سطوح، بیشازپیش بخشی از گفتوگوی مالی و فناورانه تلقی میشوند.
این فقط یک رقابت مالی نیست.
بلکه یک رقابت فناورانه نیز هست.
کشورها برای آینده پول، پرداختها، رایانش، انرژی و زیرساخت دیجیتال با یکدیگر رقابت میکنند. و ایالات متحده بیشازپیش روشن کرده است که میخواهد همچنان یکی از بازیگران اصلی این نظام باقی بماند.
دونالد ترامپ در کنفرانس بیتکوین ۲۰۲۴ در نشویل، مستقیماً درباره این چشمانداز صحبت کرد و گفت که میخواهد ایالات متحده به «پایتخت رمزارزهای جهان» و «ابرقدرت بیتکوین جهان» تبدیل شود. او همچنین متعهد شد یک ذخیره راهبردی بیتکوین ایجاد کند و داراییهای فعلی بیتکوین دولت را حفظ کند.
چه با این دیدگاه سیاسی موافق باشید و چه نباشید، این پیام کاملاً روشن است.
آیا توجه میکنید؟
گفتوگو از این پرسش:
«آیا رمزارز واقعی است؟»
به این پرسش تغییر کرده است:
«چه کسی قرار است رهبری نظام مالی دیجیتال را بر عهده بگیرد؟»
این همان جنگی است که بیشتر مردم حتی متوجه نیستند در آن مشارکت دارند.
و تز سرمایهگذاری من ساده است:
میخواهم زمانی در موقعیت مناسب قرار داشته باشم که این نظام هنوز در حال ساختهشدن است — اکثریت زودهنگام — نه پس از آنکه همه سرانجام بفهمند به چه چیزی تبدیل شده است — عقبماندگان.
🔄 ساختار امواج الیوت — قدرت در اتحاد است
حالا بیایید این بحث را به نمودار برگردانیم.
تز من این است که شاهد یک موج جنبشی چندساله از ۱ تا ۵ هستیم که پس از آن، یک فاز اصلاحی A-B-C شکل میگیرد.
موج جنبشی ۱ تا ۵
جهت روند بزرگتر.
صعودی.
اصلاح ABC
بازگشت پس از یک موج اصلی روند.
A: نخستین موج نزولی
B: بازگشت / اصلاح
C: موج نهایی نزولی
برداشت من این است که اکنون درون یک روند صعودی بزرگتر، شاهد یک بازگشت ABC هستیم.
به بیان دیگر:
بازار میتواند اصلاح کند، بدون آنکه کل تز سرمایهگذاری نقض شود.
اصلاح بهطور خودکار به معنای پایان چرخه نیست.
بلکه یعنی شاهد آن هستیم که بازار تعیین میکند سطح تقاضای بعدی از کجا شکل خواهد گرفت.
همچنین در حال نزدیکشدن به میانگین متحرک ۲۰۰روزه هستیم که آن را بهعنوان یک ناحیه مهم حمایت و مقاومت متحرک زیر نظر دارم.
نه به این دلیل که یک شاخص بهتنهایی میتواند آینده را پیشبینی کند.
بلکه چون قیمت + ساختار + عوامل بنیادی + نقدینگی، تصویر بهتری نسبت به هر سیگنال منفرد در اختیار ما میگذارند.
پس راهبرد من چیست؟
خرید پلهای.
میانگین کمکردن بهای خرید.
در قدرت خرید کنید.
در ضعف خرید کنید.
بهجای تلاش برای پیشبینی دقیق کف قیمت، موقعیت خود را بهمرور زمان بسازید.
چون نمیدانم کف دقیق کجاست.
و هیچکس دیگری هم نمیداند.
هدف، بردن در هر معامله نیست.
هدف، حفظ موقعیت در بازار است.
این کار به ما راهبردی منضبط، بهجای راهبردی احساسی میدهد.
💰 چرخه جریان پول
نظریه دیگری که زیر نظر دارم این است:
ارزش بازار بزرگ → ارزش بازار متوسط → ارزش بازار کوچک → ارزش بازار بسیار کوچک
از نظر تاریخی، با تغییر میزان ریسکپذیری، سرمایه میتواند میان بخشهای مختلف بازار رمزارز جابهجا شود.
BTC جهت حرکت را تعیین میکند.
سپس داراییهای با ارزش بازار بزرگ میتوانند واکنش نشان دهند.
بعد از آن، سرمایه میتواند در امتداد منحنی ریسک به سمت بخشهای پرریسکتر حرکت کند.
اما نکته مهم اینجاست:
هرچه در نردبان ارزش بازار پایینتر بروید...
ریسک بیشتری میپذیرید.
بازده بالقوه بیشتر، با زیان بالقوه بیشتر همراه است.
پس «پتانسیل صعود بیشتر» را با «سرمایهگذاری بهتر» اشتباه نگیرید.
این دو یکسان نیستند.
و به همین دلیل است که همچنان VET را زیر نظر دارم
شخصاً همچنان بخش قابلتوجهی از سرمایهام را به #ویچین اختصاص دادهام.
نه به این دلیل که فکر میکنم حتماً عملکرد بهتری خواهد داشت.
و نه به این دلیل که میخواهم دیگران را به خرید آن متقاعد کنم.
این صرفاً بخشی از تز سرمایهگذاری شخصی من است.
شاهد بودهام که VET از چندین شرایط مختلف بازار جان سالم به در برده و بخش بزرگی از سودم را تنها از همین پروژه به دست آوردهام.
دیدگاه من این است: اگر چیزی خراب نشده، چرا باید بخواهم آن را تعمیر کنم؟
این یک شبکه لایه اول تثبیتشده است که بر کاربردهای سازمانی و پایداری تمرکز دارد و قیمت واحد نسبتاً پایین آن، از نظر روانشناختی برای سرمایهگذاران خرد جذاب است.
اما نکتهای که مردم باید درک کنند این است:
ارزانبودن هر سکه بهازای هر واحد، به هیچوجه به معنای کمارزشگذاری آن نیست.
ارزش بازار اهمیت دارد.
عرضه توکن اهمیت دارد.
پذیرش اهمیت دارد.
نحوه اجرا اهمیت دارد.
و در نهایت:
قیمت باید تز سرمایهگذاری را تأیید کند.
حاضر بودهام صبر کنم، زیرا از سال ۲۰۱۹ بیتکوین را زیر نظر داشتهام و دیدهام که چرخش سرمایه ممکن است چقدر طول بکشد.
گاهی ابتدا روایت بازار حرکت میکند.
سپس بیتکوین.
بعد داراییهای با ارزش بازار بزرگ.
و پس از آن، باقی بازار.
صبر، بخشی از موقعیت معاملاتی است.
تصویر بزرگتر
حرف اصلی من این است.
اینجا ننشستهام و وانمود نمیکنم که دقیقاً میدانم ارزش بیتکوین فردا چقدر خواهد بود.
نمیدانم.
هیچکس نمیداند.
من به چیزی بسیار بزرگتر نگاه میکنم:
یک نظام مالی که روزبهروز دیجیتالیتر میشود.
زیرساخت بلاکچین.
داراییهای دیجیتال.
توکنیزهکردن.
استیبلکوینها.
پرداختهای دیجیتال.
امانتداری نهادی.
صندوقهای قابل معامله در بورس.
چارچوبهای مقرراتی.
مداخله دولت.
پذیرش جهانی.
تمام این قطعات بهطور همزمان در حال توسعه هستند.
قانون کلریتی تنها یکی از قطعات این پازل است.
و رأیگیری فردای سنا نه باعث موفقیت رمزارز میشود و نه آن را از بین میبرد.
اگر رأیگیری رویهای موفقیتآمیز باشد، پیش از آنکه چیزی به قانون تبدیل شود، هنوز مراحل قانونی دیگری باقی خواهد ماند.
اما همین واقعیت که اصلاً در چنین سطحی مشغول این گفتوگوها هستیم، به من چیزی میگوید:
دیگر درباره اینکه رمزارز وجود دارد یا نه صحبت نمیکنیم.
درباره این صحبت میکنیم که رمزارز چگونه در نظام مالی جای میگیرد.
این گفتوگویی کاملاً متفاوت است.
🧠 تز سرمایهگذاری من
راهبرد من همیشه بر نظریه امواج الیوت بنا شده است، اما خودم را به یک روش خاص برای نگاهکردن به بازار محدود نمیکنم.
اگر نظریه، مدل یا چارچوب دیگری دارید که به نظرتان منطقی است، آن را در دیدگاهها بنویسید. واقعاً علاقهمندم ببینم دیگران چگونه همین دادهها را تفسیر میکنند.
چون حقیقت این است:
هیچکدام از ما نمیدانیم حق با ماست یا نه.
میتوانیم بهترین تز سرمایهگذاری جهان را بسازیم و همچنان اشتباه کنیم.
به همین دلیل، مناطق عرضه و تقاضا و مهمتر از آن، مدتزمانی را که بیتکوین از نظر تاریخی در محدودههای مختلف سپری کرده است نیز بررسی میکنم.
پیش از جهش سال ۲۰۲۰، بیتکوین بیش از هزار روز را در حال شکلدادن به یک محدوده پایینتر سپری کرد و سرانجام وارد یک رژیم جدید بازار شد.
سپس تقریباً هزار روز دیگر را در همان محدوده گستردهتر سپری کردیم — از جمله نوسانات دوره کووید — و بعد وارد مناطقی شدیم که اکنون در آنها فعالیت میکنیم.
و حالا؟
اکنون تقریباً ۹۷۰ روز است که در این محدوده فعلی قرار داریم.
آیا این یک چرخه کاملاً دقیق است؟
خیر.
آیا تاریخ باید تکرار شود؟
قطعاً نه.
و این چرخه بهوضوح متفاوت است.
پیش از هاوینگ شاهد ثبت رکورد تاریخی جدیدی بودیم که با الگوی تاریخی تفاوت داشت؛ در همین حال، عوامل اقتصاد کلان، مقرراتی، نهادی و ژئوپولیتیکی پیرامون بیتکوین نیز تغییر کردهاند.
اما دقیقاً به همین دلیل است که فکر میکنم ارزش زیر نظر گرفتن دارد.
شاید به سمت بالا بشکنیم.
شاید به سمت پایین بشکنیم.
شاید زمانبندی در این چرخه کاملاً متفاوت باشد.
اشکالی ندارد.
چون تز بنیادی به پیشبینی دقیق کندل بعدی توسط من وابسته نیست.
ما شاهد توسعه مستمر یک نظام مالی دیجیتال هستیم و میخواهم در حالی که این گذار هنوز در حال شکلگیری است، در آن مشارکت کنم.
امواج الیوت چارچوب اصلی من است.
عرضه و تقاضا و ساختار بازار، قطعات تکمیلی این پازل هستند.
تلاش نمیکنم آینده را با قطعیت پیشبینی کنم. تلاش میکنم آن را به اندازهای خوب درک کنم که بتوانم مسئولانه در آن مشارکت داشته باشم.
پس اگر نظریه متفاوتی دارید، آن را در بخش دیدگاهها بنویسید؛ علاقهمندم نظر شما را بشنوم!
بیایید بهجای وانمودکردن به اینکه آینده را میدانیم، ایدههایمان را با یکدیگر مقایسه کنیم؛ چون هیچکدام از ما آینده را نمیدانیم.
و در پایان روز، این را به خاطر داشته باشید:
«مدتزمان حضور در بازار، از زمانبندی ورود و خروج بهتر عمل میکند.»
— @زایلیفتس
نه از این جهت که بیتکوین در سال ۲۰۱۲ در مراحل ابتدایی بود.
بلکه از این جهت که در زمان واقعی شاهد شکلگیری یک زیرساخت مالی کاملاً جدید هستیم.
این مرحله اول یک نظام مالی فناورانه جهانی است.
به نسل والدینمان فکر کنید.
اگر آنها میتوانستند حتی بخشی از پول نقد خود را در فناوریهایی سرمایهگذاری کنند که ۱۰ تا ۲۰ سال بعد جهان را تغییر دادند، بازده بلندمدت این سرمایهگذاری میتوانست چشمگیر باشد.
اما این کار را نکردند.
و این کاملاً قابل درک است.
آنها نمیدانستند.
نمیتوانستند ببینند اینترنت به چه چیزی تبدیل خواهد شد.
آنها نمیتوانستند بهطور کامل درک کنند که شبکههای اجتماعی، تلفنهای هوشمند، رایانش ابری، هوش مصنوعی یا پرداختهای دیجیتال در نهایت چه جایگاهی پیدا خواهند کرد.
ما چیزی داریم که آنها نداشتند:
نگاه به گذشته + اطلاعات + دسترسی.
اکنون این امتیاز را داریم که در فناوریهایی مشارکت کنیم که پیشتر برای مردم عادی دور از دسترس بودند، زیرا حتی نمیتوانستیم تصور کنیم آینده چه شکلی خواهد داشت.
و رمزارز بخشی از این گذار است.
پس اکنون چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
به همین دلیل است که به قانون کلریتی توجه میکنم؛ قانونی که فردا درباره آن رأیگیری میشود. (۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶)
به سادهترین بیان:
ایالات متحده تلاش میکند برای داراییهای دیجیتال یک چارچوب مقرراتی ایجاد کند.
سالهاست صنعت رمزارز با ابهام قابلتوجهی درباره پرسشهایی مانند موارد زیر فعالیت کرده است:
آیا این یک اوراق بهادار است؟
آیا این یک کالا است؟
چه نهادی بر آن نظارت میکند؟
صرافیها از چه قوانینی پیروی میکنند؟
مؤسسات مالی عملاً مجاز به انجام چه کارهایی هستند؟
قانون کلریتی تلاش میکند مرزهای روشنتری میان کمیسیون بورس و اوراق بهادار و کمیسیون معاملات آتی کالا ایجاد کند و چارچوبی مقرراتی برای داراییهای دیجیتال به وجود آورد.
این موضوع مهم است.
نه به این دلیل که یک قانون بهتنهایی و بهطور جادویی باعث افزایش قیمت بیتکوین میشود.
بلکه به این دلیل که شفافیت، اطمینان ایجاد میکند.
و اطمینان، مشارکت به همراه میآورد.
و مشارکت، نقدینگی ایجاد میکند.
این همان تصویر بزرگتری است که زیر نظر دارم.
منحنی پذیرش
اینجاست که نظریه منحنی پذیرش نیز مطرح میشود.
ما شاهد حرکت رمزارز از چیزی هستیم که بیشتر مردم نمیتوانستند توضیحش دهند...
به چیزی که بیشتر مردم حتی از وجودش آگاه نیستند...
به چیزی که مردم در حال آزمایش آن هستند...
و در نهایت به چیزی که بهطور فزایندهای در زیرساخت مالی ادغام میشود.
پژوهشهای کنونی از این دیدگاه حمایت میکنند که پذیرش رمزارز صرفاً به سفتهبازی مربوط نیست؛ پذیرش تحت تأثیر سودمندی ادراکشده، مشوقهای مالی، ریسک، دسترسی و اثرات شبکهای قرار دارد.
و شاهد گسترش این مشارکت هستیم.
بر اساس گزارش مرکز پژوهشی پیو، تا سال ۲۰۲۶ حدود یک نفر از هر پنج بزرگسال آمریکایی، معادل ۱۹ درصد، اعلام کردهاند که در رمزارز سرمایهگذاری کرده یا از آن استفاده کردهاند.
این بدان معنا نیست که پذیرش گسترده حتماً رخ خواهد داد.
بلکه یعنی دیگر درباره فناوریای صحبت نمیکنیم که تنها توسط گروه کوچکی از افراد در اینترنت استفاده میشود.
این فناوری همین حالا وجود دارد.
پرسش این است که این شبکه تا چه اندازه بزرگ خواهد شد.
و سپس دولت وارد میشود
صرفنظر از احساسات بازار، این همان سناریویی است که زیر نظر دارم:
زیرساخت در حال ساختهشدن است.
ایالات متحده در مارس ۲۰۲۵ یک ذخیره راهبردی بیتکوین و یک ذخیره داراییهای دیجیتال ایالات متحده ایجاد کرد. این فرمان اجرایی دولت را موظف کرد BTCهای توقیفشده را در ذخیره نگهداری کند و چارچوبی برای مدیریت سایر داراییهای دیجیتال تحت مالکیت دولت ایجاد کرد.
این به معنای آن نیست که دولت در حال خرید تمام آلتکوینهاست.
به این معنا نیست که همه رمزارزها موفق خواهند شد.
به این معنا نیست که قیمتها فقط افزایش پیدا میکنند.
بلکه یعنی داراییهای دیجیتال در بالاترین سطوح، بیشازپیش بخشی از گفتوگوی مالی و فناورانه تلقی میشوند.
این فقط یک رقابت مالی نیست.
بلکه یک رقابت فناورانه نیز هست.
کشورها برای آینده پول، پرداختها، رایانش، انرژی و زیرساخت دیجیتال با یکدیگر رقابت میکنند. و ایالات متحده بیشازپیش روشن کرده است که میخواهد همچنان یکی از بازیگران اصلی این نظام باقی بماند.
دونالد ترامپ در کنفرانس بیتکوین ۲۰۲۴ در نشویل، مستقیماً درباره این چشمانداز صحبت کرد و گفت که میخواهد ایالات متحده به «پایتخت رمزارزهای جهان» و «ابرقدرت بیتکوین جهان» تبدیل شود. او همچنین متعهد شد یک ذخیره راهبردی بیتکوین ایجاد کند و داراییهای فعلی بیتکوین دولت را حفظ کند.
چه با این دیدگاه سیاسی موافق باشید و چه نباشید، این پیام کاملاً روشن است.
آیا توجه میکنید؟
گفتوگو از این پرسش:
«آیا رمزارز واقعی است؟»
به این پرسش تغییر کرده است:
«چه کسی قرار است رهبری نظام مالی دیجیتال را بر عهده بگیرد؟»
این همان جنگی است که بیشتر مردم حتی متوجه نیستند در آن مشارکت دارند.
و تز سرمایهگذاری من ساده است:
میخواهم زمانی در موقعیت مناسب قرار داشته باشم که این نظام هنوز در حال ساختهشدن است — اکثریت زودهنگام — نه پس از آنکه همه سرانجام بفهمند به چه چیزی تبدیل شده است — عقبماندگان.
🔄 ساختار امواج الیوت — قدرت در اتحاد است
حالا بیایید این بحث را به نمودار برگردانیم.
تز من این است که شاهد یک موج جنبشی چندساله از ۱ تا ۵ هستیم که پس از آن، یک فاز اصلاحی A-B-C شکل میگیرد.
موج جنبشی ۱ تا ۵
جهت روند بزرگتر.
صعودی.
اصلاح ABC
بازگشت پس از یک موج اصلی روند.
A: نخستین موج نزولی
B: بازگشت / اصلاح
C: موج نهایی نزولی
برداشت من این است که اکنون درون یک روند صعودی بزرگتر، شاهد یک بازگشت ABC هستیم.
به بیان دیگر:
بازار میتواند اصلاح کند، بدون آنکه کل تز سرمایهگذاری نقض شود.
اصلاح بهطور خودکار به معنای پایان چرخه نیست.
بلکه یعنی شاهد آن هستیم که بازار تعیین میکند سطح تقاضای بعدی از کجا شکل خواهد گرفت.
همچنین در حال نزدیکشدن به میانگین متحرک ۲۰۰روزه هستیم که آن را بهعنوان یک ناحیه مهم حمایت و مقاومت متحرک زیر نظر دارم.
نه به این دلیل که یک شاخص بهتنهایی میتواند آینده را پیشبینی کند.
بلکه چون قیمت + ساختار + عوامل بنیادی + نقدینگی، تصویر بهتری نسبت به هر سیگنال منفرد در اختیار ما میگذارند.
پس راهبرد من چیست؟
خرید پلهای.
میانگین کمکردن بهای خرید.
در قدرت خرید کنید.
در ضعف خرید کنید.
بهجای تلاش برای پیشبینی دقیق کف قیمت، موقعیت خود را بهمرور زمان بسازید.
چون نمیدانم کف دقیق کجاست.
و هیچکس دیگری هم نمیداند.
هدف، بردن در هر معامله نیست.
هدف، حفظ موقعیت در بازار است.
این کار به ما راهبردی منضبط، بهجای راهبردی احساسی میدهد.
💰 چرخه جریان پول
نظریه دیگری که زیر نظر دارم این است:
ارزش بازار بزرگ → ارزش بازار متوسط → ارزش بازار کوچک → ارزش بازار بسیار کوچک
از نظر تاریخی، با تغییر میزان ریسکپذیری، سرمایه میتواند میان بخشهای مختلف بازار رمزارز جابهجا شود.
BTC جهت حرکت را تعیین میکند.
سپس داراییهای با ارزش بازار بزرگ میتوانند واکنش نشان دهند.
بعد از آن، سرمایه میتواند در امتداد منحنی ریسک به سمت بخشهای پرریسکتر حرکت کند.
اما نکته مهم اینجاست:
هرچه در نردبان ارزش بازار پایینتر بروید...
ریسک بیشتری میپذیرید.
بازده بالقوه بیشتر، با زیان بالقوه بیشتر همراه است.
پس «پتانسیل صعود بیشتر» را با «سرمایهگذاری بهتر» اشتباه نگیرید.
این دو یکسان نیستند.
و به همین دلیل است که همچنان VET را زیر نظر دارم
شخصاً همچنان بخش قابلتوجهی از سرمایهام را به #ویچین اختصاص دادهام.
نه به این دلیل که فکر میکنم حتماً عملکرد بهتری خواهد داشت.
و نه به این دلیل که میخواهم دیگران را به خرید آن متقاعد کنم.
این صرفاً بخشی از تز سرمایهگذاری شخصی من است.
شاهد بودهام که VET از چندین شرایط مختلف بازار جان سالم به در برده و بخش بزرگی از سودم را تنها از همین پروژه به دست آوردهام.
دیدگاه من این است: اگر چیزی خراب نشده، چرا باید بخواهم آن را تعمیر کنم؟
این یک شبکه لایه اول تثبیتشده است که بر کاربردهای سازمانی و پایداری تمرکز دارد و قیمت واحد نسبتاً پایین آن، از نظر روانشناختی برای سرمایهگذاران خرد جذاب است.
اما نکتهای که مردم باید درک کنند این است:
ارزانبودن هر سکه بهازای هر واحد، به هیچوجه به معنای کمارزشگذاری آن نیست.
ارزش بازار اهمیت دارد.
عرضه توکن اهمیت دارد.
پذیرش اهمیت دارد.
نحوه اجرا اهمیت دارد.
و در نهایت:
قیمت باید تز سرمایهگذاری را تأیید کند.
حاضر بودهام صبر کنم، زیرا از سال ۲۰۱۹ بیتکوین را زیر نظر داشتهام و دیدهام که چرخش سرمایه ممکن است چقدر طول بکشد.
گاهی ابتدا روایت بازار حرکت میکند.
سپس بیتکوین.
بعد داراییهای با ارزش بازار بزرگ.
و پس از آن، باقی بازار.
صبر، بخشی از موقعیت معاملاتی است.
تصویر بزرگتر
حرف اصلی من این است.
اینجا ننشستهام و وانمود نمیکنم که دقیقاً میدانم ارزش بیتکوین فردا چقدر خواهد بود.
نمیدانم.
هیچکس نمیداند.
من به چیزی بسیار بزرگتر نگاه میکنم:
یک نظام مالی که روزبهروز دیجیتالیتر میشود.
زیرساخت بلاکچین.
داراییهای دیجیتال.
توکنیزهکردن.
استیبلکوینها.
پرداختهای دیجیتال.
امانتداری نهادی.
صندوقهای قابل معامله در بورس.
چارچوبهای مقرراتی.
مداخله دولت.
پذیرش جهانی.
تمام این قطعات بهطور همزمان در حال توسعه هستند.
قانون کلریتی تنها یکی از قطعات این پازل است.
و رأیگیری فردای سنا نه باعث موفقیت رمزارز میشود و نه آن را از بین میبرد.
اگر رأیگیری رویهای موفقیتآمیز باشد، پیش از آنکه چیزی به قانون تبدیل شود، هنوز مراحل قانونی دیگری باقی خواهد ماند.
اما همین واقعیت که اصلاً در چنین سطحی مشغول این گفتوگوها هستیم، به من چیزی میگوید:
دیگر درباره اینکه رمزارز وجود دارد یا نه صحبت نمیکنیم.
درباره این صحبت میکنیم که رمزارز چگونه در نظام مالی جای میگیرد.
این گفتوگویی کاملاً متفاوت است.
🧠 تز سرمایهگذاری من
راهبرد من همیشه بر نظریه امواج الیوت بنا شده است، اما خودم را به یک روش خاص برای نگاهکردن به بازار محدود نمیکنم.
اگر نظریه، مدل یا چارچوب دیگری دارید که به نظرتان منطقی است، آن را در دیدگاهها بنویسید. واقعاً علاقهمندم ببینم دیگران چگونه همین دادهها را تفسیر میکنند.
چون حقیقت این است:
هیچکدام از ما نمیدانیم حق با ماست یا نه.
میتوانیم بهترین تز سرمایهگذاری جهان را بسازیم و همچنان اشتباه کنیم.
به همین دلیل، مناطق عرضه و تقاضا و مهمتر از آن، مدتزمانی را که بیتکوین از نظر تاریخی در محدودههای مختلف سپری کرده است نیز بررسی میکنم.
پیش از جهش سال ۲۰۲۰، بیتکوین بیش از هزار روز را در حال شکلدادن به یک محدوده پایینتر سپری کرد و سرانجام وارد یک رژیم جدید بازار شد.
سپس تقریباً هزار روز دیگر را در همان محدوده گستردهتر سپری کردیم — از جمله نوسانات دوره کووید — و بعد وارد مناطقی شدیم که اکنون در آنها فعالیت میکنیم.
و حالا؟
اکنون تقریباً ۹۷۰ روز است که در این محدوده فعلی قرار داریم.
آیا این یک چرخه کاملاً دقیق است؟
خیر.
آیا تاریخ باید تکرار شود؟
قطعاً نه.
و این چرخه بهوضوح متفاوت است.
پیش از هاوینگ شاهد ثبت رکورد تاریخی جدیدی بودیم که با الگوی تاریخی تفاوت داشت؛ در همین حال، عوامل اقتصاد کلان، مقرراتی، نهادی و ژئوپولیتیکی پیرامون بیتکوین نیز تغییر کردهاند.
اما دقیقاً به همین دلیل است که فکر میکنم ارزش زیر نظر گرفتن دارد.
شاید به سمت بالا بشکنیم.
شاید به سمت پایین بشکنیم.
شاید زمانبندی در این چرخه کاملاً متفاوت باشد.
اشکالی ندارد.
چون تز بنیادی به پیشبینی دقیق کندل بعدی توسط من وابسته نیست.
ما شاهد توسعه مستمر یک نظام مالی دیجیتال هستیم و میخواهم در حالی که این گذار هنوز در حال شکلگیری است، در آن مشارکت کنم.
امواج الیوت چارچوب اصلی من است.
عرضه و تقاضا و ساختار بازار، قطعات تکمیلی این پازل هستند.
تلاش نمیکنم آینده را با قطعیت پیشبینی کنم. تلاش میکنم آن را به اندازهای خوب درک کنم که بتوانم مسئولانه در آن مشارکت داشته باشم.
پس اگر نظریه متفاوتی دارید، آن را در بخش دیدگاهها بنویسید؛ علاقهمندم نظر شما را بشنوم!
بیایید بهجای وانمودکردن به اینکه آینده را میدانیم، ایدههایمان را با یکدیگر مقایسه کنیم؛ چون هیچکدام از ما آینده را نمیدانیم.
و در پایان روز، این را به خاطر داشته باشید:
«مدتزمان حضور در بازار، از زمانبندی ورود و خروج بهتر عمل میکند.»
— @زایلیفتس
منتخب سردبیر
مشاهده بیشتردستیار هوشمند ارز دیجیتال
ترمینال ترید بایتیکل نرمافزار جامع ترید و سرمایهگذاری در بازار ارز دیجیتال است و امکاناتی مانند دورههای آموزشی ترید و سرمایهگذاری، تریدینگ ویو بدون محدودیت، هوش مصنوعی استراتژی ساز ترید، کلیه دادههای بازارهای مالی شامل دادههای اقتصاد کلان، تحلیل احساسات بازار، تکنیکال و آنچین، اتصال و مدیریت حساب صرافیها و تحلیلهای لحظهای را برای کاربران فراهم میکند.

